|
|
|
|
|
فرا رسیدن ایام سوگواری شهادت امام علی (ع) را به محضر آقا امام زمان و دوستداران آن امام تسلیت عرض می نمایم |
||
|
|
|
|
|
سالروز وفات حضرت خدیجه کبری
همسر و یار با وفا پیامبر اکرم(ص)
تسلیت باد |
||
|
|
|
|
سالروز شهادت امام موسی کاظم (ع) را به محضر آقا امام زمان و تمامی شیعیان تسلیت عرض مینمایم
|
||
|
|
|
|
|
فرارسیدن ایام فاطمیه یاد آور شهادت مظلومانه دخت پیامبر بزرگ اسلام (ص)
حضرت فاطمه الزهرا (س)
رابه محضر آقا امام امام (عج)
و مقام معظم رهبری و دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می نمایم
|
||
|
|
|
|
|
فرارسیدن ایام فاطمیه یاد آور شهادت مظلومانه دخت پیامبر بزرگ اسلام (ص)
حضرت فاطمه الزهرا (س) را
به محضر آقا امام زمام
و مقام معظم رهبری و دوستداران آن حضرت تسلیت عرض می نمایم .
1. پیامبر اکرم (ص) : فاطمه حوريه اى است در چهره ى انسان ، هرگاه من در خود شور و شوق بهشت احساس مى كنم او را بوسه باران مى سازم. (تاريخ الخطيب بغدادى، ج 5، ص 86) 2. پیامبر اکرم (ص) : دخترم ، «فاطمه» حوريه اى است در چهره ى آدميان. (الصواعق المحرقه، ص 96 اسعاف الراغبين، ص 173) 3. پیامبر اکرم (ص) : «فاطمه» همان زهره ى درخشنده است. (نزهة المجالس، ج 2، ص 222) 4. پیامبر اکرم (ص) : هر كس اين بانوى سرفراز را مى شناسد كه مى شناسد و هر كس نمى شناسد بداند كه او پاره ى تن و روح من است. از اين رو هر كه او را بيازارد مرا آزرده است. (نورالابصار، ص 49 الفصول المهمة،ص 150) 5. پیامبر اکرم (ص) : فاطمه پاره ى تن من است ، آنچه او را افسرده سازد مرا افسرده مى سازد و آنچه او را شادمان گرداند ، مرا شادمان ساخته است. (مسنداحمد ، ج 4 ، ص 323 الصواعق، ص 113) 6. فرشته ى وحى بر من فرود آمد و پيام آورد كه : اى محمد ! براستى كه پروردگارت فاطمه را دوست مى دارد ، از اين رو سجده ى شكر بجاى آور كه من سجده كردم...» (لسان الميزان، ج 3 ، ص 275) 7. پیامبر اکرم (ص) : آفريدگار هستى نور فاطمه را بسان مشعلى فروزان آفريد و آن را بر كنگره هاى عرش آويخت و آنگاه بود كه آسمانها و زمين هاى هفتگانه به نور فاطمه نورباران گرديد و به همين جهت او «زهراء» ناميده شد. (بحارالانوار، ج 43 ، ص 17) 8. «ابن عباس» آورده است كه پيامبر گرامى فرمود :
سير خلقت نورانى حضرت زهرا(س) در حديثى از امام صادق- عليهالسلام- آمده است كه: «جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود. خدا «حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت. خدا «اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليهالسلام- ظهور يافت. و براى خدا «اسماى حسنى» وجود دارد كه نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است. و از اسم «فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه اشتقاق پيدا كرد پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد، پس در طرف راست عرش جا گرفتند. و خدا فرشتگان را از نور آفريد پس وقتى كه فرشتگان به اين انوار نظر كردند، امر و شأن اينها را بزرگ شمردند و تسبيح را (از آنها) فراگرفتند و اين مطابق با گفتهى فرشتگان است كه در قرآن آمده است: به حقيقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبير عالم) صف كشيدهايم. و به راستى ما تسبيح كنندهايم، و آن هنگام كه آدم- عليهالسلام- را آفريد آدم به سوى اين انوار از طرف راست عرش با دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختيار من! آنان كيستند؟ خداى متعال در پاسخ فرمود: اى آدم! آنها برگزيدگان من و خواص من هستند، اينها را از نور عظمت و بزرگىام آفريدهام و از اسمهاى خودم اسمى را براى اينها برگرفتم، پس عرض كرد: اى پروردگارم! به حقى كه تو بر اينها دارى اسمهاى اينها را به من بياموز، پس خداى متعال فرمود: اى آدم! اين اسمها نزد تو امانت باشد (كه) سرّ و رازى از راز من است. غير تو نبايد بر آن آگاه شود جز به اذن من، عرض كرد: پروردگارم قبول كردم. خداوند پس از گرفتن اين پيمان، اسمهاى آنها را به آدم- عليهالسلام- تعليم داد. و به فرشتگان عرضه كرد، هيچ كدام به آنها عالم نبودند، پس در پاسخ قول خداى متعال كه فرمود: مرا از نامهاى اينها خبر دهيد اگر راست مىگوييد، عرض كردند: منزهى تو! براى ما علمى نيست جز آنچه به ما آموختهاى. همانا تو عالم و داراى حكمتى. (آنگاه خداوند) فرمود: اى آدم! فرشتگان را به اسمهاى آن انوار خبر ده، پس وقتى كه اينها را به اسماء خبر داد، فرشتگان دانستند كه اين مطلب (در نزد آدم) به امانت گذاشته شده و آدم به سبب آگاهى از آن، فضيلت و برترى يافته است. سپس امر به سجدهى آدم- عليهالسلام- شدند؛ زيرا كه سجدهى ملائكه، فضيلتى براى آدم و عبادت براى خداى متعال بود. چون كه سجده ملائكه، سزاوار آدم بود» |
||
|
|
|
|
|
سالروز شهادت امام محمد باقر (ع)
را به محضر آقا امام زمان (عج)
و دوستداران آن امام تسلیت میگویم ا السلام عليک يا محمد بن علي، ايها الامام الباقر، يابن رسول الله |
||
|
|
|
|
|
شهادت حضرت مسلم بن عقيل
مصادف است با روز عرفه
آرامگاه حضرت مسلم،اين شخصيت والا مقام در بيرون باروى مسجد كوفه و در سمت جنوب شرقى آن قراردارد كه به وسيله راهرو كوتاهى از مسجد مىتوان به درون صحن آن قدم نهاد. حرم حضرت مسلم عليه السلام فضاى وسيعى در شرق مسجد كوفه را در بر گرفته و از گنبد طلايى بزرگ و چندين رواق و شبستان و ايوان تشكيل شده است. از صداى سخن عشق، نديدم خوشتر خرقه پوشان همگى مست گذشتند و گذشت ايام مسلميه، ايام شهادت حضرت مسلم بن عقيل (نهم ذى الحجه) پيشاهنگ نهضت كربلا و سفير امام حسين (ع) به سوى مردم كوفه و هاني بن عروه، از شيعيان با وفا و ميزبان و همرزم مسلم بن عقيل را به سوگ مي نشينيم. وصال مسلم به ملكوت، او كه در عرفه شهيد شد تا دعاى عرفه مولى الكونين را تفسير كند و حماسه مسلم بودن و تسليم نشدن را بيافريند. به ياد روح بزرگ انسانهاى خود ساخته و پاکي که ايثارشان در راه خدا الهام بخش تعهد و فداكارى است. عظمت انسانى چهره هاى پرفروغ تاريخ خونبار ما چون مسلم بن عقيل و هاني بن عروه، اسوه همه كسانى است كه در زندگى به هدف هايى والاتر از دنيا اعتقاد دارند و ارزشهاى متعالى را مى جويند. انسانهاى نمونه از نظر ايمان، اخلاق، شهامت، جوانمردى و استقامت، هميشه زينت تاريخ بوده و هستند. «مسلم بن عقيل» يكى از اين چهره هاست. شنيدن نام اين انسان والا و سرباز فداكار راه حق، ياد آور همه خوبيها، رشادتها و جوانمردي هاست; و خواندن زندگينامه اين سردار رشيد اسلام، درس آموز و الهام بخش و سازنده است. حماسه مسلمبن عقيل در كوفه، پيش درآمدى بر نهضت عظيم عاشورا بود; و خود مسلم، پيشاهنگ نهضت سيدالشهدا -عليه السلام و سفير انقلاب كربلا و پيش مرگ حماسه تاريخ ساز و جاويدان عاشورا بود. درباره مسلم، چه مى توان گفت، جز بيان صداقت و رشادت و ايمانش؟ و چه مى توان نوشت، جز فداكارى و حماسه و آزادگى اش، و چه مى توان شنيد جز عمل به وظيفه و اطاعت از امام و جهاد در راه حق تا مرز شهادت. و مسلم بن عقيل كيست؟ تجسمى از ارزشهاى والاى مكتب; الگو و اسوه اى از يك جوانمرد سلحشور و انقلابى پاكباخته و دل به راه خدا داده و سر به راه دوست سپرده و قدم در راه حق نهاده و با شهادت به معراج قرب پروردگار رسيده. حضرت على (ع) از پيامبر اسلام حديثى را در مدح «عقيل» نقل مىكند كه آن حضرت فرمودند: «من او را (عقيل را) به دو جهت دوست دارم: يكى، به خاطر خودش، و يكى هم به خاطر اين كه پدرش ابوطالب او را دوست مىداشت.» و در آخر، خطاب به على(ع) فرمود: «فرزند او -مسلم كشته راه محبت فرزند تو خواهد شد. چشم مؤمنان بر او اشك مىريزد و فرشتگان مقرب پروردگار بر او درود مىفرستند.» اين كه امام از مسلم به عنوان «برادرم» و «فرد مورد اعتمادم» نام مىبرد، ميزان اعتبار و لياقت و كفايت مسلم بن عقيل را مىرساند. آن گاه مسلم را طلبيد و به او فرمود: به كوفه مىروى، اگر ديدى كه دل و زبان مردم يكى است و آنچنان كه در اين نامه ها نوشته اند متحدند و مىتوان به وسيله آنان اقدامى كرد، نظر خودت را بر من بنويس و مسلم را وصيت و سفارش كرد، به اين كه: پرهيزكار و با تقوا باش; نرمش و مهربانى به كار ببر; فعاليتهاى خود را پوشيده دار; اگر مردم، يكدل و يك جان بودند و در ميانشان اختلافى نبود، مرا خبر كن. حضرت مسلم بن عقيل با خرسندي از تقرب به مقام والاي شهادت خود، دشمنان را ندا داد: من، امروز، از خم خون، مي چشم شهد شهادت را ولى خرسند و خشنودم كه مرگم جز به راه حق و قرآن نيست. از اين مردن سرافرازم كه پيش باطل و بيداد نياوردم فرود، اين سر نكردم سجده بر دينار، نسودم لحظه اى پيشاني ام بر زر، كنون در چنگ اين دشمن، شرافتمند مي ميرم كه من، مردانه جنگيدم و بر مرگ دليران و جوانمردان نمي بايست گرييدن. ولى ناگاه مسلم را گريه فرا گرفت، و گفت: «انا لله وانا اليه راجعون» يكى از سران سپاه ابن زياد، از روى طعنه، گفت: كسى كه در پى اين كارها باشد، بر اين پيشامدها نبايد گريه كند. مسلم گفت: «به خدا سوگند! گريه ام براى خويش و به خاطر ترس از مرگ نيست، بلكه گريه من براى خانواده ام و براى حسين بن على و خانواده اوست، كه به سوى شما مي آيند.» در زير برق سرنيزه ها، آن اسير آزاده تشنه لب، و آن آزاده گرفتار را نگهداشته بودند. هم به سرنوشت افتخارآميز خويش مي انديشيد و هم به فكر كاروانى بود كه به سوى همين كوفه در حركت بود و سالار آن قافله، كسى جز اباعبدالله الحسين(ع) نبود. مسلم را به بالاى دارالاماره مي بردند، در حالى كه نام خدا بر زبانش بود، تكبير ميگفت، خدا را تسبيح ميكرد و بر پيامبر خدا و فرشتگان الهى درود ميفرستاد و ميگفت: خدايا! تو خود ميان ما و اين فريبكاران نيرنگ باز كه دست از يارى ما كشيدند، حكم كن! هانى بن عروه، از بزرگان كوفه و چهره هاى معروف و پر نفوذ شيعه در اين شهر بود كه هواداران و نيروهاى مسلح و سوارهاى كه تعدادشان به هزاران نفر مي رسيد در اختيار داشت. هانى، در آن هنگام حدود نود سال داشت و افتخار حضور پيامبر را هم درك كرده بود و در زمان اميرالمؤمنين(ع) هم در جنگهاى جمل و صفين و نهروان ملازم ركاب آن حضرت بود و از اخلاصى والا و وفايى شايسته در حق اهل بيت پيامبر برخوردار بود. پس از شهادت مسلم، به سراغ «هانى» رفتند و با دو ضربت، سر اين انسان والا و حامى بزرگ مسلم را از بدن جدا كردند. درحاليکه اين چنين با خداي خود ميگفت: «بازگشت به سوى خداست. خدايا مرا به سوى رحمت و رضوان خويش ببر!» حسين بن على(ع) در يكى از منازل ميان راه، خبر شهادت اين سه يار وفادار خويش را شنيد. شهادت مسلم بن عقيل، هانى بن عروه و عبدالله يقطر، امام را ناراحت كرد و امام فرمود: «انا لله و انا اليه راجعون» و اشك در چشمانش حلقه زد. چندين بار، براى مسلم و هانى از خداوند رحمت طلبيد و گفت: «خدايا براى ما و پيروانمان منزلتى والا قرار بده و ما را در قرارگاه رحمت خويش جمع گردان، كه تو بر هر چيز، توانايى!» آن گاه نامه اى را كه محتوايش گزارش شهادت آنان و دگرگونى اوضاع كوفه بود بيرون آورد و براى همراهان خود، خواند و گفت: هر كس از شما ميخواهد برگردد، برگردد، از جانب ما بر عهده او پيمان و عهدى نيست... آرامگاه حضرت مسلم، اين شخصيت والا مقام در بيرون باروى مسجد كوفه و در سمت جنوب شرقى آن قراردارد كه به وسيله راهرو كوتاهى از مسجد ميتوان به درون صحن آن قدم نهاد. حرم حضرت مسلم عليه السلام فضاى وسيعى در شرق مسجد كوفه را در بر گرفته و از گنبد طلايى بزرگ و چندين رواق و شبستان و ايوان تشكيل شده است و در برابر حرم حضرت مسلم و در سمت شمالى صحن او آرامگاه هانى بن عروه قرار دارد. سلام خدا و فرشتگان و پاكان بر روح بلند حضرت «مسلم بن عقيل» و هاني بن عروه باد، كه شرط وفا و جوانمردى را ادا نمودند و جان خويش را فداى رهبر و مولايشان سيدالشهدا «ع» كردند. و درود بر همه ادامه دهندگان راهشان، كه راه «حق» و «آزادى» است.
مآخذ از: تاريخ طبرى - نفس المهموم شيخ عباس قمى (رحمت الله عليه) - ارشاد شيخ مفيد (رحمت الله عليه) - نفس المهموم |
||